السيد ابن طاووس ( مترجم : الطبسي )

47

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

11 - حرزهاى حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السّلام ( 1 ) الف : گفته است شيخ على پسر عبد الصمد رحمه اللَّه كه در كتابهاى اصحاب « 1 » ما يافتم از مشايخ رحمهم اللَّه روايت كرده شده آن كه : چون هارون رشيد كشتن حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السّلام را قصد نمود ، فضل به ربيع را طلب نمود و به او گفت : به تحقيق كه حاجتى به سوى تو واقع شده است ، سؤال مىكنم از تو كه حاجت مرا برآورى و از براى تو در نزد من صد هزار درهم است . راوى گويد كه پس فضل به سجده افتاد و چون سر از سجده برداشت گفت امرى است « 2 » كه واقع شده يا آن كه مسألتى و كارى است كه بايد او را به عمل آورم ؟ هارون گفت : بلكه كارى است كه از تو مىطلبم و امر مىنمايم . پس گفت كه در اين ساعت صد هزار درهم حمل نماى و به خانهء خود ببر و بعد از آن برو به خانهء موسى بن جعفر و سر آن حضرت را از براى من بياور . فضل گفت كه : پس چون من به خانهء آن حضرت رفتم ، ديدم كه موسى بن جعفر ايستاده و مشغول به نماز است ، پس نشستم تا آن كه حضرت از نماز فارغ گشتند و روى به من كرده تبسّم فرمودند و گفتند كه : مىدانم از براى چه كار حاضرشده‌اى ؟ ! مرا مهلت بده تا دو ركعت نماز بجاى آورم . فضل گفت : پس او را مهلت دادم . پس حضرت برخاست و وضوى كامل ساخت و دو ركعت نماز بجاى آورد و ركوع و سجود آن نماز را نيكو به عمل آورد و در عقب نماز اين حرز را خواند ، پس آن حضرت در همان مكان كه نشسته بود ، بر طرف و غايب شد ، پس ندانستم كه آيا زمين او را فرو برد يا آسمان او را ربود . پس به نزد هارون رفتم و قصّه را نقل نمودم . پس هارون گريست ، پس گفت كه : به تحقيق كه خداى تعالى او را از من پناه و امان داد . و از آن حضرت روايت شده كه فرمودند : هر كس كه اين حرز هر روز به نيّتى خالص و اعتقادى صادق بخواند ، خداى تعالى او را از هر محذورى و آفتى نگاه مىدارد و اگر باشد به او بلائى ، خداى تعالى او را از آن بليّه خلاص مىكند و او را از شرّ او كفايت مىنمايد . و هر شخصى كه خواندن اين حرز را نتواند ، پس اين را با خود نگاه دارد و به آن تبرّك جويد تا آن كه خدا او را به سبب اين حرز نفع دهد و كفايت نمايد او را از آن چيزى كه از او حذر مىكند و مىترسد . بدرستى كه خدا ولىّ و سزاوار است و قادر بر اين است . و دعا اين است : ابتدا مىكنم به نام خداى بخشندهء مهربان ( 2 ) خداى بزرگ‌تر است خداى بزرگ‌تر است خداى بزرگ‌تر است و بلندتر و عظيمتر است پناه مىبرم از چيزى كه مىترسم و دورى مىكنم و پناه مىجويم بخداى ( اين جملات را سه مرتبه بگويد ) غالب است پناه آورنده به خدا و عظيم است سپاس خداى و نيست معبودى مگر خداى كه يكى است و نيست شريكى از براى او و شفقت خدا باد بر محمّد و آل او . خداوندا پاسبانى كن مرا به چشم خود كه نمىخوابد و محافظت نماى مرا به قوّت خود كه زايل گرديده نمىشود و بيامرز مرا به قدرت خود

--> ( 1 ) يعنى كتابهاى جماعت اماميّه . ( 2 ) و احتمال دارد كه مراد فضل آن باشد كه طلب تو از روى امر و تفوّق است كه اختيار در ترك آن نيست يا آن كه بر سبيل التماس و اختيار است و منوط به ارادهء من است .